|
پيوند: عقد دو آگاهي براي حدوث آگاهي سوم و تكرار مجدد داستان آدم و حواست پس تو لا اقل بكوش تا به درخت نزديك نشوي!! بدان كه : زندگي با وجود مرگ ، محكوم به گذرايي و طنزآميزي است پس هيچ چيز به اندازه ي جدي نگرفتن ، به پايداري زندگي كمك نمي كند. بكوش: تا ميليونها سلول عصبي خودراكه به عمليات بسيار پيچيده اي مشغولند ،صرف بحث و جدلهاي پوچ و بي معني نكني. بكوش : تا بيشترلحظات زندگي را با سكوت و لبخندپركني چراكه اگر بگويي، بي گمان خواهي شنيد اگر بشنوي، بي گمان خواهي گفت و اين چرخه ي معيوب ،براي هميشه ادامه خواهد يافت. بكوش: تا از طبيعت و جلوه هاي شگفتي آفرينش سخن بگويي تا انسان طبيعت ، كه هميشه و هميشه دعواها بر سر صحبت از انسانهاست . از خدا بياموز كه چگونه از طبيعت سخن مي گويد. اگر نتوانستي ، سخن را از انسان طبيعت به طبيعت انسان بكشان تا به هويت كسي متعرض نگردي . بكوش: در زندگي كمتر از بايد و بيشتر از شايد بهره بگيري. بدان! اگر شايد كسي را بگيري ، او بي گمان بايد تورا خواهد گرفت بكوش: لبخندت هديه اي باشد تا همواره به ديگران بدهب. اگر: كارهاي شخصي ات را خودت انجام ندهي ، احساسي از تحميل در فرد مقابل ،شكل خواهد گرفت! اگر: مقايسه را اززندگي خود دور نسازيد، قطعاَ او شمارا اززندگي تان دور خواهد ساخت، پس بكوش تا زن تو،تنها زن دنيا و مرد تو ، تنها مرد دنيا باشد. + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 16:8 توسط ساناز |
|
| ||||||