|
مي توانستم همچو لبخند برلبانت جان بگيرم يا بلغزم همچو اشكي كنج لبهايت بميرم اگر از آنهمه شوق و آرزو مانده در قلب تو هم بگو بگو زمزمه كن همه را به گوش من تا بگيرم بوي باران + نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387 9:45 توسط ساناز |
پرنده اي را كه دوستش داري رهايش كن اگر عاشقت باشه برمي گردد و اگر برنگردد هيچ وقت عاشقت نبوده + نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387 12:38 توسط ساناز |
|
| ||||||